پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

بنمود حسن دوست ز ما آنچنانکه هست

آمد عیان بصورت ما هر نهان که هست

آئینه ساخت عالم و خود رابخود نمود

عکس جمال اوست نهان وعیان که هست

کونام و کو نشان زغیر وکجا هست غیر

یارست ظاهر از همه نام ونشان که هست

از جلوه های حسن تو بنمود نقش غیر

زین بود فتنه دو جهان در میان که هست

او بود جمله عالم و عالم بر آن که نیست

عالم نبود و خلق جهان راگمان که هست

چون حسن تو بنقش جهان کرد جلوه

ظاهر نمود این همه کون ومکان که هست

دیدم بچشم جان ز سر ذوق واز شهود

پیدا جمال روی تواز هر جهان که هست

هرجا که بود، خانه عشق تو دیده ام

بتخانه و مساجد و دیر مغان که هست

زاهد مگو که غیر اسیری است یار ما

مارا بیار خویش گذار آنچنان که هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳چه یارست و چه جان دلنوازست
  2. شمارهٔ ۷۴صیت جمال روی تو عالم فروگرفت
  3. شمارهٔ ۷۵(در مقام لی مع الله سیر نیست
  4. شمارهٔ ۷۶جان طالب جمال دلفروز یار ماست
  5. شمارهٔ ۷۷بما پیداست حسن طلعت ذات
  6. شمارهٔ ۷۸معشوق باز و رندم و قلاش و می پرست
  7. شمارهٔ ۷۹تعالی الله رویست و جمالست
  8. شمارهٔ ۸۰عشق ورزی مذهب ودین منست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.