پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

از مطرب جمال تو آفاق پر صداست

عالم زساز عشق چه گویم چه بانو است

ساقی بکف پیاله و مطرب سرود گو

عالم برقص و مستی، دوران بکام ماست

کونین پر سرود و سماعست و ذوق و حال

ذرات جمله مست می عشق جانفزاست

هرکس بیار دست در آغوش و بیخبر

جوید خبر ز یار که آن یارما کجاست

دیدم که مست باده عشقند هر که هست

گر پیر و گر جوان و اگرشاه وگر گداست

در عین عشق عاشق و معشوق شد یکی

احول نه یکی دو مبین احولی چراست

آن یار در ازل باسیری چو یار شد

باماست تا ابد نه که ازما دمی جداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴صیت جمال روی تو عالم فروگرفت
  2. شمارهٔ ۷۵(در مقام لی مع الله سیر نیست
  3. شمارهٔ ۷۶جان طالب جمال دلفروز یار ماست
  4. شمارهٔ ۷۷بما پیداست حسن طلعت ذات
  5. شمارهٔ ۷۸معشوق باز و رندم و قلاش و می پرست
  6. شمارهٔ ۷۹تعالی الله رویست و جمالست
  7. شمارهٔ ۸۰عشق ورزی مذهب ودین منست
  8. شمارهٔ ۸۱تا نقاب زلف از روی تو دور افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.