پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

یار ماباماست از ماکی جداست

مائی ما پرده ادبار ماست

هرکه از ما و منی بیگانه شد

بی حجاب ما بجانان آشناست

هست از وهم تو این پندار غیر

ورنه او عین همه ما و شماست

اوست هستی غیر او جز نیست نیست

ما و تو خود نیست هستی نماست

می نماید نیست هست و هست نیست

این نمود از وهم هرگز برنخاست

بیخود از خود شو که تایابی وصال

بیخودی از خود بود خود راه راست

در پس صد پرده پنهانست دوست

از توئی گر با تو یکمویی بجاست

گر نهان شد او بنقش ما و من

جز بما دیگر بگو پیدا کجاست

تا نگردی از خودی کلی فنا

ای اسیری کی ترا ره در بقاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲از مطرب جمال تو آفاق پر صداست
  2. شمارهٔ ۷۳چه یارست و چه جان دلنوازست
  3. شمارهٔ ۷۴صیت جمال روی تو عالم فروگرفت
  4. شمارهٔ ۷۵(در مقام لی مع الله سیر نیست
  5. شمارهٔ ۷۶جان طالب جمال دلفروز یار ماست
  6. شمارهٔ ۷۷بما پیداست حسن طلعت ذات
  7. شمارهٔ ۷۸معشوق باز و رندم و قلاش و می پرست
  8. شمارهٔ ۷۹تعالی الله رویست و جمالست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.