پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

با روی تو از جنت اعلی نتوان گفت

با قد تو از قامت طوبی نتوان گفت

با کفر خم زلف تو ترسا صفتان را

جز قصه زنار و چلیپانتوان گفت

در مجلس رندان خراباتی بی باک

جز ذکر می و شاهد رعنا نتوان گفت

مرآت جمال رخ جانان بحقیقت

جز جان و دل پاک مصفا نتوان گفت

از ما و منی پاک شو و وصل طلب کن

در مجلس وصلش سخن از ما نتوان گفت

پنهان ز همه راز دل ای جان و جهانم

گوئیم به تو گرچه هویدا نتوان گفت

سردهنش هیچ نگفتیم بزاهد

با جاهل کج فهم معما نتوان گفت

با خلق مکن فاش دلا سرحقیقت

با غیر خدا سر خدا را نتوان گفت

با آن لب جانبخش اسیری که تو دانی

افسانه افسون مسیحا نتوان گفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱بنمود حسن دوست ز ما آنچنانکه هست
  2. شمارهٔ ۷۲از مطرب جمال تو آفاق پر صداست
  3. شمارهٔ ۷۳چه یارست و چه جان دلنوازست
  4. شمارهٔ ۷۴صیت جمال روی تو عالم فروگرفت
  5. شمارهٔ ۷۵(در مقام لی مع الله سیر نیست
  6. شمارهٔ ۷۶جان طالب جمال دلفروز یار ماست
  7. شمارهٔ ۷۷بما پیداست حسن طلعت ذات
  8. شمارهٔ ۷۸معشوق باز و رندم و قلاش و می پرست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.