پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

قبله حاجات ما کوی خرابات آمده‌ست

شاهد و می رند را عین مناجات آمده‌ست

چون به مستی میتوان رستن ز هستی لاجرم

عاشقان را مِیْ پرستی به ز طاعات آمده‌ست

آیت حسن تو خواند جان ما از هر ورق

حال عارف برتر از کشف و کرامات آمده‌ست

بشنود انی اناالله چون کلیم از هر درخت

هرکه او بر طور عشق از بهر میقات آمده‌ست

از فنا چون می‌توان در بزم وصلش راه یافت

پس به معنی نیستی عین کمالات آمده‌ست

بت پرستی گر گرفتار خودی نی حق پرست

در طریقت بیخودی اصل عبادات آمده‌ست

تا اسیری از خودی فانی و باقی شد به دوست

ساقی میخانه و پیر خرابات آمده‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵هرکه از درد و غم عشق تو دل افگارنیست
  2. شمارهٔ ۶۶چیست عالم جلوه گاه حسن دوست
  3. شمارهٔ ۶۷دلم ز شوق رخت بی سرو سامان است
  4. شمارهٔ ۶۸باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفت
  5. شمارهٔ ۶۹با روی تو از جنت اعلی نتوان گفت
  6. شمارهٔ ۷۰یار ماباماست از ماکی جداست
  7. شمارهٔ ۷۱بنمود حسن دوست ز ما آنچنانکه هست
  8. شمارهٔ ۷۲از مطرب جمال تو آفاق پر صداست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.