پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

چون مظهرِ حسنِ تو رخِ ماه رُخانست

میلِ دلِ عاشق به رُخِ ماه رُخانست

چون شاهدِ حُسنت همه‌جا جلوه‌گری کرد

هرکس به جمالِ تو ز جایی نگرانست

بَر جان جهان، ز آتشِ سودای تو داغست

وز مهرِ رُخَت در دلِ هر ذره نشانست

تا دید دلم مهرِ جمالِ تو ز ذرات

زان رو همه دم واله و شیدای جهانست

از عربدهٔ غمزه‌ات ای شاهدِ رعنا

در کوی خرابات عجب شور و فغانست

از جامِ تجلیِ الهی همه مستند

گر سالکِ اطوار و اگر پیرِ مُغانست

«مایی و تویی» بود حجاب رُخِ جانان

ورنه ز همه کون و مکان یار عیانست

تا مستِ میِ عشق تو گشتند دل و جان

این بیخود و دیوانه، وآن جامه درانست

کو عاشق دیوانه ترا همچو «اسیری»

در عشقِ تو او نادرهٔ دور و زمانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴وهومعکم زین معیت حق چه خواست
  2. شمارهٔ ۶۵هرکه از درد و غم عشق تو دل افگارنیست
  3. شمارهٔ ۶۶چیست عالم جلوه گاه حسن دوست
  4. شمارهٔ ۶۷دلم ز شوق رخت بی سرو سامان است
  5. شمارهٔ ۶۸باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفت
  6. شمارهٔ ۶۹با روی تو از جنت اعلی نتوان گفت
  7. شمارهٔ ۷۰یار ماباماست از ماکی جداست
  8. شمارهٔ ۷۱بنمود حسن دوست ز ما آنچنانکه هست
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.