پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

هرکه از درد و غم عشق تو دل افگارنیست

جان او را در مقام وصل جانان بار نیست

دل که از هر ذره خورشید جمال او ندید

عارف سریقین و سالک اطوار نیست

عاشقان را کی غم دنیا بود یا فکر دین

مست جام عشق را با دین و دنیا کار نیست

از شراب وصل شاهد کی شود جان تو شاد

در خراباتت اگر پیر مغان غمخوار نیست

کی ببینی کی، جمال نور بخش او عیان

گر ز خواب جهل و غفلت جان تو بیدار نیست

زاهد از انکار رندان گشت محروم از وصال

منکر عشاق از دیدار برخوردار نیست

شد سرای سینه از خاشاک و خار غیر پاک

در دل و جان اسیری جز خیال یار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷دلم ز شوق رخت بی سرو سامان است
  2. شمارهٔ ۶۸باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفت
  3. شمارهٔ ۶۹با روی تو از جنت اعلی نتوان گفت
  4. شمارهٔ ۷۰یار ماباماست از ماکی جداست
  5. شمارهٔ ۷۱بنمود حسن دوست ز ما آنچنانکه هست
  6. شمارهٔ ۷۲از مطرب جمال تو آفاق پر صداست
  7. شمارهٔ ۷۳چه یارست و چه جان دلنوازست
  8. شمارهٔ ۷۴صیت جمال روی تو عالم فروگرفت
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.