فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۲۶۱ زلف سیه شانه کن جام مدامی بده
- شمارهٔ ۱۲۶۲ ساقیا می بقدح ریز و ببد مست مده
- شمارهٔ ۱۲۶۳ نوح اگر طوفان او افسانه مردم شده
- شمارهٔ ۱۲۶۴ ای با سگت فرشته دم از بندگی زده
- شمارهٔ ۱۲۶۵ بیا و ساقی جان شو به تشنه آبی ده
- شمارهٔ ۱۲۶۶ بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده
- شمارهٔ ۱۲۶۷ مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده
- شمارهٔ ۱۲۶۸ بد فرصتت چرخ فلک تن فرو مده
- شمارهٔ ۱۲۶۹ در حسرت تو مردن ما از حیات به
- شمارهٔ ۱۲۷۰ پیش تو هر که هست چو صورت خموش به
- شمارهٔ ۱۲۷۱ از خواب جامه چاک و پریشان برآمده
- شمارهٔ ۱۲۷۲ ای ز ملاحت آتشی بر جگر ملک زده
- شمارهٔ ۱۲۷۳ روی نیاز بر ره آنسرو ناز به
- شمارهٔ ۱۲۷۴ دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه
- شمارهٔ ۱۲۷۵ دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده
- شمارهٔ ۱۲۷۶ خطت که لب لعل شکر خای گرفته
- شمارهٔ ۱۲۷۷ بیا و درد هجران را دوا ده
- شمارهٔ ۱۲۷۸ آدم و گندم، من و خال لب جانانهای
- شمارهٔ ۱۲۷۹ عالم چو آفتاب پر از نور کردهای
- شمارهٔ ۱۲۸۰ من کیم خستهدلی حال دگرگون شدهای
- شمارهٔ ۱۲۸۱ در چمن با کف رنگین قدح ای گل زدهای
- شمارهٔ ۱۲۸۲ هان ای خضر که آب بقا نوش کردهای
- شمارهٔ ۱۲۸۳ در وقت گل چو غنچه چرا دل فسردهای
- شمارهٔ ۱۲۸۴ عالمی را تو به شوخی دل و جان سوختهای
- شمارهٔ ۱۲۸۵ نیست از همت خود با دو جهانم کاری
- شمارهٔ ۱۲۸۶ چو بپای خم نهم سر نبری گمان مستی
- شمارهٔ ۱۲۸۷ بقدر درد اگرم قوت سخن بودی
- شمارهٔ ۱۲۸۸ بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی
- شمارهٔ ۱۲۸۹ چو ساقی گر بجامم دست بودی
- شمارهٔ ۱۲۹۰ چو طوطیان تو سخن بی نظیر میگویی
- شمارهٔ ۱۲۹۱ دی بسکه چو گل در نظر افروخته بودی
- شمارهٔ ۱۲۹۲ رفتی و کنار از من دیوانه گرفتی
- شمارهٔ ۱۲۹۳ با دیگران بعشوه سخن هر نفس کنی
- شمارهٔ ۱۲۹۴ کعبه عاشق من کاش شکیبا بودی
- شمارهٔ ۱۲۹۵ خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی
- شمارهٔ ۱۲۹۶ با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی
- شمارهٔ ۱۲۹۷ این چه رفتارست کای شمشاد قامت میکنی
- شمارهٔ ۱۲۹۸ تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی
- شمارهٔ ۱۲۹۹ شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی
- شمارهٔ ۱۳۰۰ چون بود روز جزایی مکن آزار کسی
- شمارهٔ ۱۳۰۱ چه جور بود که باز ای فلک بمن کردی
- شمارهٔ ۱۳۰۲ تا چند ز من گوشه ابروی بتابی
- شمارهٔ ۱۳۰۳ تا دست بر اسباب سلامت نفشانی
- شمارهٔ ۱۳۰۴ آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی
- شمارهٔ ۱۳۰۵ از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی
- شمارهٔ ۱۳۰۶ وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی
- شمارهٔ ۱۳۰۷ دی شامگه کز پیش من مرکب بتندی تاختی
- شمارهٔ ۱۳۰۸ به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری
- شمارهٔ ۱۳۰۹ چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری
- شمارهٔ ۱۳۱۰ ای اشک جگر سوز که در چشم پر آیی
- شمارهٔ ۱۳۱۱ منعت نکنم گر ببد اندیش نشینی
- شمارهٔ ۱۳۱۲ با قبای آل چون برقی بمیدان تاختی
- شمارهٔ ۱۳۱۳ خنده یی کردی چو گل مارا چو بلبل سوختی
- شمارهٔ ۱۳۱۴ ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری
- شمارهٔ ۱۳۱۵ بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی
- شمارهٔ ۱۳۱۶ بصد کرشمه مهرم شکار خود کردی
- شمارهٔ ۱۳۱۷ بوعده بوسی ام از عشوه سازیی دادی
- شمارهٔ ۱۳۱۸ اول ز عاشقان به وفا یاد میکنی
- شمارهٔ ۱۳۱۹ هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی
- شمارهٔ ۱۳۲۰ از من خبر ای پسر نداری
متن اشعار به نقل از گنجور.