پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی

اهلی شیرازی

غزلیات

۱,۳۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۶۱ زلف سیه شانه کن جام مدامی بده
  2. شمارهٔ ۱۲۶۲ ساقیا می بقدح ریز و ببد مست مده
  3. شمارهٔ ۱۲۶۳ نوح اگر طوفان او افسانه مردم شده
  4. شمارهٔ ۱۲۶۴ ای با سگت فرشته دم از بندگی زده
  5. شمارهٔ ۱۲۶۵ بیا و ساقی جان شو به تشنه آبی ده
  6. شمارهٔ ۱۲۶۶ بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده
  7. شمارهٔ ۱۲۶۷ مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده
  8. شمارهٔ ۱۲۶۸ بد فرصتت چرخ فلک تن فرو مده
  9. شمارهٔ ۱۲۶۹ در حسرت تو مردن ما از حیات به
  10. شمارهٔ ۱۲۷۰ پیش تو هر که هست چو صورت خموش به
  11. شمارهٔ ۱۲۷۱ از خواب جامه چاک و پریشان برآمده
  12. شمارهٔ ۱۲۷۲ ای ز ملاحت آتشی بر جگر ملک زده
  13. شمارهٔ ۱۲۷۳ روی نیاز بر ره آنسرو ناز به
  14. شمارهٔ ۱۲۷۴ دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه
  15. شمارهٔ ۱۲۷۵ دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده
  16. شمارهٔ ۱۲۷۶ خطت که لب لعل شکر خای گرفته
  17. شمارهٔ ۱۲۷۷ بیا و درد هجران را دوا ده
  18. شمارهٔ ۱۲۷۸ آدم و گندم، من و خال لب جانانه‌ای
  19. شمارهٔ ۱۲۷۹ عالم چو آفتاب پر از نور کرده‌ای
  20. شمارهٔ ۱۲۸۰ من کیم خسته‌دلی حال دگرگون شده‌ای
  21. شمارهٔ ۱۲۸۱ در چمن با کف رنگین قدح ای گل زده‌ای
  22. شمارهٔ ۱۲۸۲ هان ای خضر که آب بقا نوش کرده‌ای
  23. شمارهٔ ۱۲۸۳ در وقت گل چو غنچه چرا دل فسرده‌ای
  24. شمارهٔ ۱۲۸۴ عالمی را تو به شوخی دل و جان سوخته‌ای
  25. شمارهٔ ۱۲۸۵ نیست از همت خود با دو جهانم کاری
  26. شمارهٔ ۱۲۸۶ چو بپای خم نهم سر نبری گمان مستی
  27. شمارهٔ ۱۲۸۷ بقدر درد اگرم قوت سخن بودی
  28. شمارهٔ ۱۲۸۸ بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی
  29. شمارهٔ ۱۲۸۹ چو ساقی گر بجامم دست بودی
  30. شمارهٔ ۱۲۹۰ چو طوطیان تو سخن بی نظیر میگویی
  31. شمارهٔ ۱۲۹۱ دی بسکه چو گل در نظر افروخته بودی
  32. شمارهٔ ۱۲۹۲ رفتی و کنار از من دیوانه گرفتی
  33. شمارهٔ ۱۲۹۳ با دیگران بعشوه سخن هر نفس کنی
  34. شمارهٔ ۱۲۹۴ کعبه عاشق من کاش شکیبا بودی
  35. شمارهٔ ۱۲۹۵ خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی
  36. شمارهٔ ۱۲۹۶ با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی
  37. شمارهٔ ۱۲۹۷ این چه رفتارست کای شمشاد قامت می‌کنی
  38. شمارهٔ ۱۲۹۸ تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی
  39. شمارهٔ ۱۲۹۹ شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی
  40. شمارهٔ ۱۳۰۰ چون بود روز جزایی مکن آزار کسی
  41. شمارهٔ ۱۳۰۱ چه جور بود که باز ای فلک بمن کردی
  42. شمارهٔ ۱۳۰۲ تا چند ز من گوشه ابروی بتابی
  43. شمارهٔ ۱۳۰۳ تا دست بر اسباب سلامت نفشانی
  44. شمارهٔ ۱۳۰۴ آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی
  45. شمارهٔ ۱۳۰۵ از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی
  46. شمارهٔ ۱۳۰۶ وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی
  47. شمارهٔ ۱۳۰۷ دی شامگه کز پیش من مرکب بتندی تاختی
  48. شمارهٔ ۱۳۰۸ به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری
  49. شمارهٔ ۱۳۰۹ چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری
  50. شمارهٔ ۱۳۱۰ ای اشک جگر سوز که در چشم پر آیی
  51. شمارهٔ ۱۳۱۱ منعت نکنم گر ببد اندیش نشینی
  52. شمارهٔ ۱۳۱۲ با قبای آل چون برقی بمیدان تاختی
  53. شمارهٔ ۱۳۱۳ خنده یی کردی چو گل مارا چو بلبل سوختی
  54. شمارهٔ ۱۳۱۴ ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری
  55. شمارهٔ ۱۳۱۵ بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی
  56. شمارهٔ ۱۳۱۶ بصد کرشمه مهرم شکار خود کردی
  57. شمارهٔ ۱۳۱۷ بوعده بوسی ام از عشوه سازیی دادی
  58. شمارهٔ ۱۳۱۸ اول ز عاشقان به وفا یاد می‌کنی
  59. شمارهٔ ۱۳۱۹ هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی
  60. شمارهٔ ۱۳۲۰ از من خبر ای پسر نداری

متن اشعار به نقل از گنجور.