پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۲

ای ز ملاحت آتشی بر جگر ملک زده

خون شده از ملاحتت صد جگر نمکزده

مردمک دو چشم من نیست قدمگه سگت

وای که کعبتین من جای دو شش دو یک زده

از عدم آمدست جان در طلب دهان تو

لب بگشا که بهر تو اینهمه راه تک زده

تا تو ملول از منی بر سر حرف هستی ام

هر سر مو که بنگری تیغ برای حک زده

نقد دلم شناختی زان نگهم نمیکنی

کی زر قلب من کسی به ز تو بر محک زده

جور فلک بسوخت دل آه که کارگر نشد

تیر بلا که آه من اینهمه بر فلک زده

اهلی از آنپری سبق کس نبرد به نیکویی

زهره چه زهره اش بود گرچه ره ملک زده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۴دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه
  2. شمارهٔ ۱۲۷۵دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده
  3. شمارهٔ ۱۲۷۶خطت که لب لعل شکر خای گرفته
  4. شمارهٔ ۱۲۷۷بیا و درد هجران را دوا ده
  5. شمارهٔ ۱۲۷۸آدم و گندم، من و خال لب جانانه‌ای
  6. شمارهٔ ۱۲۷۹عالم چو آفتاب پر از نور کرده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۲۸۰من کیم خسته‌دلی حال دگرگون شده‌ای
  8. شمارهٔ ۱۲۸۱در چمن با کف رنگین قدح ای گل زده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.