پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۱

از خواب جامه چاک و پریشان برآمده

صبح قیامتش ز گریبان برآمده

ای مردم دو دیده به کشتی چشم من

بنشین که از فراق تو طوفان برآمده

دور از گل رخ تو چو مجنون گریستم

چندانکه گل ز خار مغیلان برآمده

هرگه که آهی از غم داغت کشیده ام

دودی ز خرمن مه تابان برآمده

تا خط دمید گرد رخ روحپرورت

چون من هزار سوخته از جان برآمده

جان خوش بود بپای تو دادن بهر طرف

هرجا که بیتو مانده پریشان برآمده

اهلی چو کوهکن چه کنی ناله از هلاک

کاین کار سخت برتو خوش آسان برآمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۳روی نیاز بر ره آنسرو ناز به
  2. شمارهٔ ۱۲۷۴دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه
  3. شمارهٔ ۱۲۷۵دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده
  4. شمارهٔ ۱۲۷۶خطت که لب لعل شکر خای گرفته
  5. شمارهٔ ۱۲۷۷بیا و درد هجران را دوا ده
  6. شمارهٔ ۱۲۷۸آدم و گندم، من و خال لب جانانه‌ای
  7. شمارهٔ ۱۲۷۹عالم چو آفتاب پر از نور کرده‌ای
  8. شمارهٔ ۱۲۸۰من کیم خسته‌دلی حال دگرگون شده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.