پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۰

من کیم خسته‌دلی حال دگرگون شده‌ای

بیدلی سوخته‌ای عاشق مجنون شده‌ای

اضطراب من درمانده گریان داند

جان به لب آمده‌ای غرقه جیحون شده‌ای

گریه‌ام بینی و خود را ندهی هیچ بر آن

کز کجا می‌کند این گریه جگر خون شده‌ای

ای که سرحلقه بزم طربی یاد آور

همچو من بی‌کسی از دایره بیرون شده‌ای

روی زرد از چه صفت سرخ ببیند اهلی

مگر آیینه کند چهره گلگون شده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸۲هان ای خضر که آب بقا نوش کرده‌ای
  2. شمارهٔ ۱۲۸۳در وقت گل چو غنچه چرا دل فسرده‌ای
  3. شمارهٔ ۱۲۸۴عالمی را تو به شوخی دل و جان سوخته‌ای
  4. شمارهٔ ۱۲۸۵نیست از همت خود با دو جهانم کاری
  5. شمارهٔ ۱۲۸۶چو بپای خم نهم سر نبری گمان مستی
  6. شمارهٔ ۱۲۸۷بقدر درد اگرم قوت سخن بودی
  7. شمارهٔ ۱۲۸۸بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی
  8. شمارهٔ ۱۲۸۹چو ساقی گر بجامم دست بودی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.