پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۸

بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی

بهر زه طعنه مردم شنفتنم تا کی

تو در کنار گلستان بخواب خوش مشغول

من از هوای تو بر خار خفتنم تا کی

چو نیست در دل شیرین چو کوهکن راهم

بخون دیده و دل سنگ سفتنم تا کی

بجرم گریه ز مژگان ره سگت روبم

گناه کردن و ره باز رفتنم تا کی

حکایتم نشنیدی ز صد هزار یکی

نگفتی اینهمه افسانه گفتنم تا کی

کجاست باد که چونگل شکفته ام سازد

چو غنچه در غم دل ناشکفتنم تا کی

دوا نماند بجز ناله کردنم اهلی

که درد خویش ز درمان نهفتنم تا کی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۰چو طوطیان تو سخن بی نظیر میگویی
  2. شمارهٔ ۱۲۹۱دی بسکه چو گل در نظر افروخته بودی
  3. شمارهٔ ۱۲۹۲رفتی و کنار از من دیوانه گرفتی
  4. شمارهٔ ۱۲۹۳با دیگران بعشوه سخن هر نفس کنی
  5. شمارهٔ ۱۲۹۴کعبه عاشق من کاش شکیبا بودی
  6. شمارهٔ ۱۲۹۵خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی
  7. شمارهٔ ۱۲۹۶با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی
  8. شمارهٔ ۱۲۹۷این چه رفتارست کای شمشاد قامت می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.