پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۴

کعبه عاشق من کاش شکیبا بودی

چاره عشق شکیب است دریغا بودی

خلق عالم همه دیوانه شدی چون من مست

حسن پنهان تو گر بر همه پدا بودی

گر گرفتی لب جانبخش تو در همنفسان

هرکه بودی نفسی با تو مسیحا بودی

کیست کز جان نه خریدار رخ یوسف ماست

کاشکی یوسف مارا سر سودا بودی

گرنه باد سحری وصف تو کردی ایگل

کی ز مرغان سحر اینهمه غوغا بودی

صد قیامت شود از خون شهیدان هردم

چشم شوخ تو گرش میل تماشا بودی

در زمین سرمه خاک قدمت کی ماند

گر چو اهلی همه را دیده بینا بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۶با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی
  2. شمارهٔ ۱۲۹۷این چه رفتارست کای شمشاد قامت می‌کنی
  3. شمارهٔ ۱۲۹۸تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی
  4. شمارهٔ ۱۲۹۹شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی
  5. شمارهٔ ۱۳۰۰چون بود روز جزایی مکن آزار کسی
  6. شمارهٔ ۱۳۰۱چه جور بود که باز ای فلک بمن کردی
  7. شمارهٔ ۱۳۰۲تا چند ز من گوشه ابروی بتابی
  8. شمارهٔ ۱۳۰۳تا دست بر اسباب سلامت نفشانی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.