پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰۰

چون بود روز جزایی مکن آزار کسی

زانکه کس تا بقیامت نبود یار کسی

به که در راه محبت چو الف راست شوی

که درین ره بکجی راست نشد کار کسی

گر ز خورشید چو مجنون ببیابان سوزی

به که منت کشی از سایه دیوار کسی

خار و گل چونهمه یکسان شود از باد خزان

مرغ زیرک نشود بسته گلزار کسی

برد بر دوش سبوی می رندان اهلی

مرد آنست که بر دوش نهد بار کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰۲تا چند ز من گوشه ابروی بتابی
  2. شمارهٔ ۱۳۰۳تا دست بر اسباب سلامت نفشانی
  3. شمارهٔ ۱۳۰۴آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی
  4. شمارهٔ ۱۳۰۵از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی
  5. شمارهٔ ۱۳۰۶وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی
  6. شمارهٔ ۱۳۰۷دی شامگه کز پیش من مرکب بتندی تاختی
  7. شمارهٔ ۱۳۰۸به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری
  8. شمارهٔ ۱۳۰۹چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.