پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۹

شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی

کاشکی جان همچو دل پیشش وجودی داشتی

راستی را گر کسی میبود سرو بوستان

پیش سرو قامتت سر در سجودی داشتی

سوختیم از شوق و هیچ از حال ما آگه نیی

آتش پنهان ما ایکاش دودی داشتی

یوسف جان پیش ما بودی نه با بیگانگان

گر خریداری درین بازار سودی داشتی

ای خوش آن کز ناوک مژگان او گشتی هلاک

گر اجل در کار اهلی دیر و زودی داشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰۱چه جور بود که باز ای فلک بمن کردی
  2. شمارهٔ ۱۳۰۲تا چند ز من گوشه ابروی بتابی
  3. شمارهٔ ۱۳۰۳تا دست بر اسباب سلامت نفشانی
  4. شمارهٔ ۱۳۰۴آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی
  5. شمارهٔ ۱۳۰۵از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی
  6. شمارهٔ ۱۳۰۶وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی
  7. شمارهٔ ۱۳۰۷دی شامگه کز پیش من مرکب بتندی تاختی
  8. شمارهٔ ۱۳۰۸به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.