پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۸

تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی

در غم آن منِ دل‌خسته به ماتم بکشی

مردم از دست تو تا چند ترا جور بود

نه که خوبی به تو دادند که آدم بکشی

گر به عیسی‌نفسی جان بدهد باز لبت

جان من خلق جهان را به تو یک دم بکشی

چون همه عالم از انفاس تو جان یافته‌اند

نیست کس را سخنی گر همه عالم بکشی

اهلی سوخته چون شمع چه کردست که تو

هم بسوزی ز غم خویشتن هم بکشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰۰چون بود روز جزایی مکن آزار کسی
  2. شمارهٔ ۱۳۰۱چه جور بود که باز ای فلک بمن کردی
  3. شمارهٔ ۱۳۰۲تا چند ز من گوشه ابروی بتابی
  4. شمارهٔ ۱۳۰۳تا دست بر اسباب سلامت نفشانی
  5. شمارهٔ ۱۳۰۴آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی
  6. شمارهٔ ۱۳۰۵از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی
  7. شمارهٔ ۱۳۰۶وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی
  8. شمارهٔ ۱۳۰۷دی شامگه کز پیش من مرکب بتندی تاختی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.