پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۷

این چه رفتارست کای شمشاد قامت می‌کنی

عالمی برهم زدی وه وه قیامت می‌کنی

بی‌گنه کردی چو مرغم بسمل و با این همه

بر سر پا بازم از بهر غرامت می‌کنی

در غم یوسف نه آخر دیده هم یعقوب باخت

در نظر بازی چرا ما را ملامت می‌کنی

در صف ما در میا بهر خدا ای بت که تو

رخنه در دین و دل اهل سلامت می‌کنی

با رقیبان گفته‌ای اهلی سگ کوی منست

من چه سگ باشم که با من این کرامت می‌کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۹شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی
  2. شمارهٔ ۱۳۰۰چون بود روز جزایی مکن آزار کسی
  3. شمارهٔ ۱۳۰۱چه جور بود که باز ای فلک بمن کردی
  4. شمارهٔ ۱۳۰۲تا چند ز من گوشه ابروی بتابی
  5. شمارهٔ ۱۳۰۳تا دست بر اسباب سلامت نفشانی
  6. شمارهٔ ۱۳۰۴آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی
  7. شمارهٔ ۱۳۰۵از غمزه گه عتاب و گهی خنده میکنی
  8. شمارهٔ ۱۳۰۶وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.