پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰۶

وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی

تلخی عیش مرا چاره بیک خنده کنی

هیچ نقصان نبود قدر ترا ایشه حسن

گر نگاهی سوی درویش کهن ژنده کنی

من که باشم که بدل کینه من راه دهی

بهر من خاطر خود چند پراکنده کنی

شمع من خنده زنان چهره برافروز دگر

تا چراغ دل صد سوخته را زنده کنی

اهلی از تیغ تو چون سرکشد امید که تو

از خداوندی خود رحم بر این بنده کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰۸به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری
  2. شمارهٔ ۱۳۰۹چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری
  3. شمارهٔ ۱۳۱۰ای اشک جگر سوز که در چشم پر آیی
  4. شمارهٔ ۱۳۱۱منعت نکنم گر ببد اندیش نشینی
  5. شمارهٔ ۱۳۱۲با قبای آل چون برقی بمیدان تاختی
  6. شمارهٔ ۱۳۱۳خنده یی کردی چو گل مارا چو بلبل سوختی
  7. شمارهٔ ۱۳۱۴ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری
  8. شمارهٔ ۱۳۱۵بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.