پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱۰

ای اشک جگر سوز که در چشم پر آیی

بنشین که نمک ریزه دلهای کبابی

یارب که کف پای تو بر دیده که مالد

شبها که تو افتاده ز می مست و خرابی

دریاب کزین همنفسان زود برنجی

و آنگاه چو من سوخته جویی و نیابی

پروای که داری تو که با حشمت شاهی

سرخوش ز می حسنی و مستان ز شرابی

بیداری اهلی بامیدی است که یکشب

بوسد کف پای تو نه بیند که بخوابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱۲با قبای آل چون برقی بمیدان تاختی
  2. شمارهٔ ۱۳۱۳خنده یی کردی چو گل مارا چو بلبل سوختی
  3. شمارهٔ ۱۳۱۴ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری
  4. شمارهٔ ۱۳۱۵بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی
  5. شمارهٔ ۱۳۱۶بصد کرشمه مهرم شکار خود کردی
  6. شمارهٔ ۱۳۱۷بوعده بوسی ام از عشوه سازیی دادی
  7. شمارهٔ ۱۳۱۸اول ز عاشقان به وفا یاد می‌کنی
  8. شمارهٔ ۱۳۱۹هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.