پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱۹

هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی

گر پس از صد سال خواهد مرد خوندارش تویی

گرچه از مستی در آزارم ولی جام دلم

به بود گر نشکنی چون هم خریدارش تویی

یکنفس هر کسکه دید این تندی خوی تو گفت

وای بر جان دل افکاری که دلدارش تویی

بر رخش آن سبزه خط میخورد چونگل بخار

جانفدای آن گلی کز نازکی خارش تویی

نوبهار حسن او اهلی خزانش کی رسد

خاصه کز آه سحرگه مرغ گلزارش تویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲۱گر کشد خاطر حزین باری
  2. شمارهٔ ۱۳۲۲از آن بجور دل مبتلای من داری
  3. شمارهٔ ۱۳۲۳مرید ما شو ایشیخ اگر باما دمی باشی
  4. شمارهٔ ۱۳۲۴چند از بتان فریفته آب و گل شوی
  5. شمارهٔ ۱۳۲۵دمی گر صورت شیرین سخن با کوهکن گفتی
  6. شمارهٔ ۱۳۲۶از رشگ رخت گر دل گل درد نکردی
  7. شمارهٔ ۱۳۲۷گلی است عارض ساقی بنازکی کز وی
  8. شمارهٔ ۱۳۲۸ایکه بر بالین طبیب جان بیمار منی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.