پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲۴

چند از بتان فریفته آب و گل شوی

آدم شوی اگر سگ اصحاب دل شوی

سررشته گوش دار وز زنار غم مخور

زنار از آن بهست که پیمان گسل شوی

بیدوست ره مرو که نگردی بخود عزیز

چون خار سعی کن که بگل متصل شوی

می خور ولی چنان نه که از چشم اعتبار

گر خود کنی مشاهده خود خجل شوی

اهلی ز لطف اگر ندرد یار پرده ات

باری تو آن مکن که ز خود منفعل شوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲۶از رشگ رخت گر دل گل درد نکردی
  2. شمارهٔ ۱۳۲۷گلی است عارض ساقی بنازکی کز وی
  3. شمارهٔ ۱۳۲۸ایکه بر بالین طبیب جان بیمار منی
  4. شمارهٔ ۱۳۲۹دل شکست آن مه مرا در آرزوی ناوکی
  5. شمارهٔ ۱۳۳۰ای یوسف عزیز چه از ما نهان شوی
  6. شمارهٔ ۱۳۳۱ما بنده حسنیم و گرفتار نگاهی
  7. شمارهٔ ۱۳۳۲بچنین جمال خوبی که تو گلعذار داری
  8. شمارهٔ ۱۳۳۳کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.