پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳۳

کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی

دریا بقطره قطره تهی چون کند کسی

تو نوبهار حسن نه آنی که دل دهد

کز سینه خار خار تو بیرون کند کسی

تا کی سخن ز چشمه حیوان کند خضر

باوی حدیث آن لب میگون کند کسی

عاشق بوصل یار کجا میرسد مگر

آیین روزگار دگرگون کند کسی

در دیده خواب مردم چشمم ز گریه نیست

چون خواب در میانه جیحون کند کسی

ای همنفس تفحص حالم چه میکنی

خودرا چرا به بیهده محزون کند کسی

انصاف نیست اهلی اگر با چنین غمی

در دور من حکایت مجنون کند کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳۵کاشکی ز اول بمن این کینه داری داشتی
  2. شمارهٔ ۱۳۳۶عاشق بیخانمان گر اختیاری داشتی
  3. شمارهٔ ۱۳۳۷بسکه دل در سینه من سوخت داغ دلبری
  4. شمارهٔ ۱۳۳۸دگرم ز چشم گریان بهزار دلستانی
  5. شمارهٔ ۱۳۳۹خواهم شبی بیایی و مهمان من شوی
  6. شمارهٔ ۱۳۴۰مارا کشی و زنده جاوید میکنی
  7. شمارهٔ ۱۳۴۱من لایق آن نیستم تا یار همرازم کنی
  8. شمارهٔ ۱۳۴۲میان خلق می‌خواهم که توسن بر سرم تازی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.