پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲۳

مرید ما شو ایشیخ اگر باما دمی باشی

سگ رندان شوی بهتر که خود سر آدمی باشی

حریم کعبه وصلش نبندد در بروی کس

چرا محروم مانی سعی کن تا محرمی باشی

برون از عالم مستی چه عالمهاست مستانرا

بیا جامی بکش تا هر نفس در عالمی باشی

طبیب من مکن تندی بنه دستی چنان بر دل

که بر دلهای دردمندان مرهمی باشی

چو عیسی جان دهد هر کسکه گردد کشته خوبان

شهید عشق اگر گردی مسیح مریمی باشی

غم عالم نمی ارزد جوی بر باد ده خرمن

اگر خواهی که چون اهلی بعالم بیغمی باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲۵دمی گر صورت شیرین سخن با کوهکن گفتی
  2. شمارهٔ ۱۳۲۶از رشگ رخت گر دل گل درد نکردی
  3. شمارهٔ ۱۳۲۷گلی است عارض ساقی بنازکی کز وی
  4. شمارهٔ ۱۳۲۸ایکه بر بالین طبیب جان بیمار منی
  5. شمارهٔ ۱۳۲۹دل شکست آن مه مرا در آرزوی ناوکی
  6. شمارهٔ ۱۳۳۰ای یوسف عزیز چه از ما نهان شوی
  7. شمارهٔ ۱۳۳۱ما بنده حسنیم و گرفتار نگاهی
  8. شمارهٔ ۱۳۳۲بچنین جمال خوبی که تو گلعذار داری
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.