پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳۰

ای یوسف عزیز چه از ما نهان شوی

از ما مپوش رخ که عزیز جهان شوی

ماه تمام من که کمی چون مهت مباد

یارب همیشه پیر شوی و جوان شوی

من پیر روشن آینه ام ای شکر دهن

طوطی سخن شوی چو بمن همزبان شوی

بشنو سخن که حسن قبولی دلست و بس

این نکته گر قبول کنی نکته دان شوی

یوسف شنیده یی که عزیزی بخلق یافت

گر خلق و لطف پیشه کنی بیش از آن شوی

اهلی مگیر گوشه ز ابرو کمان خویش

گر هم ز تیر طعنه بعالم نشان شوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳۲بچنین جمال خوبی که تو گلعذار داری
  2. شمارهٔ ۱۳۳۳کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی
  3. شمارهٔ ۱۳۳۴در کوره غم تا نخورم سوزش و تابی
  4. شمارهٔ ۱۳۳۵کاشکی ز اول بمن این کینه داری داشتی
  5. شمارهٔ ۱۳۳۶عاشق بیخانمان گر اختیاری داشتی
  6. شمارهٔ ۱۳۳۷بسکه دل در سینه من سوخت داغ دلبری
  7. شمارهٔ ۱۳۳۸دگرم ز چشم گریان بهزار دلستانی
  8. شمارهٔ ۱۳۳۹خواهم شبی بیایی و مهمان من شوی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.