پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱۲

با قبای آل چون برقی بمیدان تاختی

در صف چابک سواران آتشی انداختی

آمدی با روی چون گل در صف بازار حسن

صد چو یوسف را بخوبی بنده خود ساختی

سوخت مارا جلوه های خوبیت هر گه که تو

رخ چو گل افروختی قد همچو سرو افراختی

گرچه بودم مجلس افروز سگت عمری چو شمع

تا نمردم جان من قدر مرا نشناختی

اهلی دلخسته هرگه حال خود گوید ترا

یکسخن نشنیده با حال دگر پرداختی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱۴ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری
  2. شمارهٔ ۱۳۱۵بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی
  3. شمارهٔ ۱۳۱۶بصد کرشمه مهرم شکار خود کردی
  4. شمارهٔ ۱۳۱۷بوعده بوسی ام از عشوه سازیی دادی
  5. شمارهٔ ۱۳۱۸اول ز عاشقان به وفا یاد می‌کنی
  6. شمارهٔ ۱۳۱۹هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی
  7. شمارهٔ ۱۳۲۰از من خبر ای پسر نداری
  8. شمارهٔ ۱۳۲۱گر کشد خاطر حزین باری
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.