پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰۹

چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری

سوختم تا بمن سوخته خرمن گذری

دست افتاده نخواهی که بدامن رسدت

نیست از شوخی اگر برزده دامن گذری

چون خیال تو کنم خون دل از دیده چکد

که بصد نشتر مژگان بدل من گذری

پای بوست چه بود آرزوی مردم چشم

چشم داریم که بر دیده روشن گذری

تا نسوزی همه تن شمع صفت اهلی را

از سر او عجبست ارتو بکشتن گذری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱۱منعت نکنم گر ببد اندیش نشینی
  2. شمارهٔ ۱۳۱۲با قبای آل چون برقی بمیدان تاختی
  3. شمارهٔ ۱۳۱۳خنده یی کردی چو گل مارا چو بلبل سوختی
  4. شمارهٔ ۱۳۱۴ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری
  5. شمارهٔ ۱۳۱۵بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی
  6. شمارهٔ ۱۳۱۶بصد کرشمه مهرم شکار خود کردی
  7. شمارهٔ ۱۳۱۷بوعده بوسی ام از عشوه سازیی دادی
  8. شمارهٔ ۱۳۱۸اول ز عاشقان به وفا یاد می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.