پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰۴

آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی

کافر دل این زمانی، هرگز چنین نبودی

حسنت قیامتی شد از خط، اگرچه دائم

خوش بوده‌ای ولیکن خوشتر ازین نبودی

گفتم فزود حسنت، نی! عشق من فزون شد

ورنی تو سرو نازی، کی نازنین نبودی؟

امروزت از چه نرگس مخمور خوابناکست

گر زانکه با حریفان شب همنشین نبودی

از چشم زخم طالع رفت آن غزالم از کف

ای بخت بد تو ما را کی در کمین نبودی

دی بر زمین خرامش دیدم چو سرو نازی

ای دیده حیف کانجا خاک زمین نبودی

مَفروش لاف مستی اهلی که تا تو هستی

از خرمن نکویان جز خوشه چین نبودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰۶وقت آن شد که نظر درمن درمانده کنی
  2. شمارهٔ ۱۳۰۷دی شامگه کز پیش من مرکب بتندی تاختی
  3. شمارهٔ ۱۳۰۸به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری
  4. شمارهٔ ۱۳۰۹چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری
  5. شمارهٔ ۱۳۱۰ای اشک جگر سوز که در چشم پر آیی
  6. شمارهٔ ۱۳۱۱منعت نکنم گر ببد اندیش نشینی
  7. شمارهٔ ۱۳۱۲با قبای آل چون برقی بمیدان تاختی
  8. شمارهٔ ۱۳۱۳خنده یی کردی چو گل مارا چو بلبل سوختی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.