پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۵

خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی

وانگه که خواب آید ترا سر در کنار من نهی

کی مرهم داغم شوی ای آرزوی جان من

صد داغ اگر دستت دهد بر جان زار من نهی

گشتم غبار راه تو تا بگذری گاهی به من

لبکن بپوشی چشم اگر پا بر غبار من نهی

من چون بغم خو کرده ام ایسرو خواهم خار غم

برداری از راه کسان بر رهگذار من نهی

زنهار در روز اجل تابوت من اهلی بسوز

ترسم بدوش دیگری ناگاه بار من نهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۷این چه رفتارست کای شمشاد قامت می‌کنی
  2. شمارهٔ ۱۲۹۸تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی
  3. شمارهٔ ۱۲۹۹شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی
  4. شمارهٔ ۱۳۰۰چون بود روز جزایی مکن آزار کسی
  5. شمارهٔ ۱۳۰۱چه جور بود که باز ای فلک بمن کردی
  6. شمارهٔ ۱۳۰۲تا چند ز من گوشه ابروی بتابی
  7. شمارهٔ ۱۳۰۳تا دست بر اسباب سلامت نفشانی
  8. شمارهٔ ۱۳۰۴آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.