پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۹

چو ساقی گر بجامم دست بودی

نه تنها من که عالم مست بودی

اگر بالا گرفتی کار رندان

فلک قدر بلندش پست بودی

مرا از هجر او زخمیست پیوست

چه بودی وصل او پیوست بودی

ملامتگو کجا بر ما زدی زخم

گرش دردی که ما را هست بودی

اگر تدبیر بستی راه تقدیر

چرا ماهی اسیر شست بودی

خریدار بتان میبودم از جان

مرا گر نقد جان در دست بودی

اگر وحشی نبودی بخت اهلی

بفتراک بتان پا بست بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۱دی بسکه چو گل در نظر افروخته بودی
  2. شمارهٔ ۱۲۹۲رفتی و کنار از من دیوانه گرفتی
  3. شمارهٔ ۱۲۹۳با دیگران بعشوه سخن هر نفس کنی
  4. شمارهٔ ۱۲۹۴کعبه عاشق من کاش شکیبا بودی
  5. شمارهٔ ۱۲۹۵خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی
  6. شمارهٔ ۱۲۹۶با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی
  7. شمارهٔ ۱۲۹۷این چه رفتارست کای شمشاد قامت می‌کنی
  8. شمارهٔ ۱۲۹۸تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.