پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۲

رفتی و کنار از من دیوانه گرفتی

کردی سفر از چشم و بدل خانه گرفتی

چون مهر نمودی و من از خویش بریدم

بد مهر شدی خوی به بیگانه گرفتی

فریاد از این قصه که درد دل ما را

هرچند شنیدی همه افسانه گرفتی

من مست خراباتم از آنشب که تو ایشوخ

مستان و غزلخوان ره میخانه گرفتی

تا بر رخت از باده عرق دانه فشاند

بس مرغ دلی را که بدین دانه گرفتی

زین شیوه خرابم که چو ساغر بتو دادم

دستم بگرفتی و چه یارانه گرفتی

اهلی چو برون رفت ز کف گنج مرادت

جا بهر چه در عالم ویرانه گرفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۴کعبه عاشق من کاش شکیبا بودی
  2. شمارهٔ ۱۲۹۵خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی
  3. شمارهٔ ۱۲۹۶با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی
  4. شمارهٔ ۱۲۹۷این چه رفتارست کای شمشاد قامت می‌کنی
  5. شمارهٔ ۱۲۹۸تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی
  6. شمارهٔ ۱۲۹۹شب سگت دل خواست از عاشق چه بودی داشتی
  7. شمارهٔ ۱۳۰۰چون بود روز جزایی مکن آزار کسی
  8. شمارهٔ ۱۳۰۱چه جور بود که باز ای فلک بمن کردی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.