پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۲

هان ای خضر که آب بقا نوش کرده‌ای

یاران تشنه را چه فراموش کرده‌ای

گوش رضا به حال محبان نمی‌نهی

گویا ز دشمنان سخنی گوش کرده‌ای

چون صاف عیش مردم هشیار داده

مارا ز درد هجر چه مدهوش کرده‌ای

گر ناله‌ای کند دل بدخو ز جور تو

او را گناه نیست، تو بدخوش کرده‌ای

اهلی چو دور شاه علاء الدین محمد است

این جام سرخوشی ز کجا نوش کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸۴عالمی را تو به شوخی دل و جان سوخته‌ای
  2. شمارهٔ ۱۲۸۵نیست از همت خود با دو جهانم کاری
  3. شمارهٔ ۱۲۸۶چو بپای خم نهم سر نبری گمان مستی
  4. شمارهٔ ۱۲۸۷بقدر درد اگرم قوت سخن بودی
  5. شمارهٔ ۱۲۸۸بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی
  6. شمارهٔ ۱۲۸۹چو ساقی گر بجامم دست بودی
  7. شمارهٔ ۱۲۹۰چو طوطیان تو سخن بی نظیر میگویی
  8. شمارهٔ ۱۲۹۱دی بسکه چو گل در نظر افروخته بودی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.