پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۶

چو بپای خم نهم سر نبری گمان مستی

که بسجده وی افتم ز کمال می پرستی

بشکست خودپرستان سگ پیر میفروشم

که سفال دردی او شکند سفال هستی

ز گدایی دردل سر پادشاهیم نیست

که بلند همتان را نبود هوای پستی

چو سبو پر است ساقی بقدح شراب اولی

نخورد فراخ روزی غم روز تنگدستی

ز تو خوشدلیم اهلی بهمین که دامن از می

همه کس بآب شوید تو بگریه های مستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸۸بخلق درد تو بیهوده گفتم تا کی
  2. شمارهٔ ۱۲۸۹چو ساقی گر بجامم دست بودی
  3. شمارهٔ ۱۲۹۰چو طوطیان تو سخن بی نظیر میگویی
  4. شمارهٔ ۱۲۹۱دی بسکه چو گل در نظر افروخته بودی
  5. شمارهٔ ۱۲۹۲رفتی و کنار از من دیوانه گرفتی
  6. شمارهٔ ۱۲۹۳با دیگران بعشوه سخن هر نفس کنی
  7. شمارهٔ ۱۲۹۴کعبه عاشق من کاش شکیبا بودی
  8. شمارهٔ ۱۲۹۵خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.