پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۵

دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده

صیاد وار چشمش خود را بخواب داده

دشنام تلخ بوده او را جواب اگر هم

صد ره سلام ما را یکره جواب داده

زان مست گریه ام من کز آن دو لعل میگون

خونابه دلم را رنگ شراب داده

با زهر چشمش ایدل نوش لبش چه جویی

پیکان غمزه بنگر کز زهر آب داده

گر استخوان عاشق بو کرده سگ پس از مرگ

از سوز داغ عشقش بوی کباب داده

هرچند بت پرستم جویم بهشت وصلش

کز دوزخ فراقم عمری عذاب داده

از خنده های نوشین جان داده عاشقانرا

اهلی چه کرده کو را زهر عتاب داده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۷بیا و درد هجران را دوا ده
  2. شمارهٔ ۱۲۷۸آدم و گندم، من و خال لب جانانه‌ای
  3. شمارهٔ ۱۲۷۹عالم چو آفتاب پر از نور کرده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۲۸۰من کیم خسته‌دلی حال دگرگون شده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۲۸۱در چمن با کف رنگین قدح ای گل زده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۲۸۲هان ای خضر که آب بقا نوش کرده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۲۸۳در وقت گل چو غنچه چرا دل فسرده‌ای
  8. شمارهٔ ۱۲۸۴عالمی را تو به شوخی دل و جان سوخته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.