پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۶

خطت که لب لعل شکر خای گرفته

نقشی است که در خاتم جان جای گرفته

از چشم و دل ما نرود سرو قد تو

کان سرو در آب و گل و ما پای گرفته

از تابش خورشید رخ تست که دل جای

در سایه آن زلف سمن سای گرفته

مخموری این عاشق لب تشنه چه داند

آنشوخ که جام فرح افزای گرفته

اهلی چمن آرایی گلزار حدیثش

رنگی است کزان روی دل آرای گرفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۸آدم و گندم، من و خال لب جانانه‌ای
  2. شمارهٔ ۱۲۷۹عالم چو آفتاب پر از نور کرده‌ای
  3. شمارهٔ ۱۲۸۰من کیم خسته‌دلی حال دگرگون شده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۲۸۱در چمن با کف رنگین قدح ای گل زده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۲۸۲هان ای خضر که آب بقا نوش کرده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۲۸۳در وقت گل چو غنچه چرا دل فسرده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۲۸۴عالمی را تو به شوخی دل و جان سوخته‌ای
  8. شمارهٔ ۱۲۸۵نیست از همت خود با دو جهانم کاری
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.