پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۰

پیش تو هر که هست چو صورت خموش به

عیسی نفس تویی دگران چشم و گوش به

خواهد سبوی جسم چو سنگ اجل شکست

پس این سبو سفال سگ میفروش به

گر می چنان خوری که نگویند زهر باد

گر زهر میخوری بحقیقت ز نوش به

طوفان آب دیده جهان میکند خراب

گر دیک دل ز گریه نیارم بجوش به

اهلی ز وصف لاله رخان لب چه بسته یی

بلبل بهر صفت که بود در خروش به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۲ای ز ملاحت آتشی بر جگر ملک زده
  2. شمارهٔ ۱۲۷۳روی نیاز بر ره آنسرو ناز به
  3. شمارهٔ ۱۲۷۴دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه
  4. شمارهٔ ۱۲۷۵دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده
  5. شمارهٔ ۱۲۷۶خطت که لب لعل شکر خای گرفته
  6. شمارهٔ ۱۲۷۷بیا و درد هجران را دوا ده
  7. شمارهٔ ۱۲۷۸آدم و گندم، من و خال لب جانانه‌ای
  8. شمارهٔ ۱۲۷۹عالم چو آفتاب پر از نور کرده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.