پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۹

در حسرت تو مردن ما از حیات به

بی التفاتیت ز هزار التفات به

صد جان فدای باده عشقت که این شراب

هرچند آتش است ز آب حیات به

کی نیشکر چو قد تو شیرین شمایل است

کاین نخل میدهد رطبی از نبات به

بازی خورد فرشته از آنرخ چه جای عقل

ایشاه حسن، عقل درین عرصه مات به

اهلی کسیکه عاشق و مست است و پاکباز

انصاف اگر بود ز ملک در صفات به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۱از خواب جامه چاک و پریشان برآمده
  2. شمارهٔ ۱۲۷۲ای ز ملاحت آتشی بر جگر ملک زده
  3. شمارهٔ ۱۲۷۳روی نیاز بر ره آنسرو ناز به
  4. شمارهٔ ۱۲۷۴دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه
  5. شمارهٔ ۱۲۷۵دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده
  6. شمارهٔ ۱۲۷۶خطت که لب لعل شکر خای گرفته
  7. شمارهٔ ۱۲۷۷بیا و درد هجران را دوا ده
  8. شمارهٔ ۱۲۷۸آدم و گندم، من و خال لب جانانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.