پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۸

بد فرصتت چرخ فلک تن فرو مده

می ده اگر فلک ندهد کام گو مده

میدزدد از جمال تو آیینه رنگ حسن

ای آفتاب حسن بآیینه رو مده

منع شمیم زلف مکن گر بما رسد

هرگز کسی بمشک نگفتست بو مده

آنرا که خضر دست نگیرد بجرعه یی

گو آبروی خویش پی آب جو مده

گر آرزوی باده بود بی لب توام

گو جام بخت هرگزم این آرزو مده

مخمور عشق را لب میگون دوا کند

اهلی خموش و درد سر از گفتگو مده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۰پیش تو هر که هست چو صورت خموش به
  2. شمارهٔ ۱۲۷۱از خواب جامه چاک و پریشان برآمده
  3. شمارهٔ ۱۲۷۲ای ز ملاحت آتشی بر جگر ملک زده
  4. شمارهٔ ۱۲۷۳روی نیاز بر ره آنسرو ناز به
  5. شمارهٔ ۱۲۷۴دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه
  6. شمارهٔ ۱۲۷۵دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده
  7. شمارهٔ ۱۲۷۶خطت که لب لعل شکر خای گرفته
  8. شمارهٔ ۱۲۷۷بیا و درد هجران را دوا ده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.