پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۷

مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده

که بهر غنچه ازین باغ دلی پاره شده

صحبت خلق جهان مایه آزار دل است

ای خوش آندل که بکوی عدم آواره شده

از ستمهای تو ایماه که نالد بفلک

که فلک همچو تو بد مهر و ستمکاره شده

عاشقان تو بشبگیر در آن قافله اند

که چراغ رهشان ثابت و سیاره شده

آه ازین سنگدلی وه که اثر در تو نکرد

آب چشمم که رهش در جگر خاره شده

جان همه لطف تو اهلی سگ تو

چاره او کن از الطاف که بیچاره شده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶۹در حسرت تو مردن ما از حیات به
  2. شمارهٔ ۱۲۷۰پیش تو هر که هست چو صورت خموش به
  3. شمارهٔ ۱۲۷۱از خواب جامه چاک و پریشان برآمده
  4. شمارهٔ ۱۲۷۲ای ز ملاحت آتشی بر جگر ملک زده
  5. شمارهٔ ۱۲۷۳روی نیاز بر ره آنسرو ناز به
  6. شمارهٔ ۱۲۷۴دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه
  7. شمارهٔ ۱۲۷۵دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده
  8. شمارهٔ ۱۲۷۶خطت که لب لعل شکر خای گرفته
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.