پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۶

بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده

آبی که بود در جگرم ز آبله مانده

بگشا سر آن زلف چو زنجیر و نگه کن

جان داده صد آشفته و در سلسله مانده

تن غرقه بخون دل و محبوب نه راضی

ما خسته و پا در گل و او در گله مانده

رفتند رقیبان همه در کعبه مقصود

عاجز صفتانند درین مرحله مانده

جان رخت ببست از تن پر درد و هنوزش

در گوش و دل از ناله من غلغله مانده

فریادرس ایعقل گرانمایه که اهلی

در چنگ حریفان تنگ حوصله مانده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶۸بد فرصتت چرخ فلک تن فرو مده
  2. شمارهٔ ۱۲۶۹در حسرت تو مردن ما از حیات به
  3. شمارهٔ ۱۲۷۰پیش تو هر که هست چو صورت خموش به
  4. شمارهٔ ۱۲۷۱از خواب جامه چاک و پریشان برآمده
  5. شمارهٔ ۱۲۷۲ای ز ملاحت آتشی بر جگر ملک زده
  6. شمارهٔ ۱۲۷۳روی نیاز بر ره آنسرو ناز به
  7. شمارهٔ ۱۲۷۴دود چراغ خوردنم کرد چو لاله دل سیه
  8. شمارهٔ ۱۲۷۵دامی نهاده آنمه از زلف تاب داده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.