پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۲

ساقیا می بقدح ریز و ببد مست مده

مصلحت نیست جز این مصلحت از دست مده

بیخطا سنگدلان شیشه دل می شکنند

دل بدینطایفه تا صبر و توان هست مده

ماهی شست بتانیم و بدین دام خوشیم

یارب آزادی ما هرگز ازین شست مده

گر شوی کشته پی سرو بلندی باری

همت از دست بهر مرتبه پست مده

گه گهی نوش وصالی بچشان جان مرا

تلخی زهر فراقم همه پیوست مده

مدعی را بهل از دام غمت تا بجهد

باسیران محبت ره وارست مده

اهلی از دست تو گر چرخ ستاند همه چیز

همه عالم بده و ساقی سرمست مده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶۴ای با سگت فرشته دم از بندگی زده
  2. شمارهٔ ۱۲۶۵بیا و ساقی جان شو به تشنه آبی ده
  3. شمارهٔ ۱۲۶۶بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده
  4. شمارهٔ ۱۲۶۷مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده
  5. شمارهٔ ۱۲۶۸بد فرصتت چرخ فلک تن فرو مده
  6. شمارهٔ ۱۲۶۹در حسرت تو مردن ما از حیات به
  7. شمارهٔ ۱۲۷۰پیش تو هر که هست چو صورت خموش به
  8. شمارهٔ ۱۲۷۱از خواب جامه چاک و پریشان برآمده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.