پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی

اهلی شیرازی

غزلیات

۱,۳۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۳۲۱ گر کشد خاطر حزین باری
  2. شمارهٔ ۱۳۲۲ از آن بجور دل مبتلای من داری
  3. شمارهٔ ۱۳۲۳ مرید ما شو ایشیخ اگر باما دمی باشی
  4. شمارهٔ ۱۳۲۴ چند از بتان فریفته آب و گل شوی
  5. شمارهٔ ۱۳۲۵ دمی گر صورت شیرین سخن با کوهکن گفتی
  6. شمارهٔ ۱۳۲۶ از رشگ رخت گر دل گل درد نکردی
  7. شمارهٔ ۱۳۲۷ گلی است عارض ساقی بنازکی کز وی
  8. شمارهٔ ۱۳۲۸ ایکه بر بالین طبیب جان بیمار منی
  9. شمارهٔ ۱۳۲۹ دل شکست آن مه مرا در آرزوی ناوکی
  10. شمارهٔ ۱۳۳۰ ای یوسف عزیز چه از ما نهان شوی
  11. شمارهٔ ۱۳۳۱ ما بنده حسنیم و گرفتار نگاهی
  12. شمارهٔ ۱۳۳۲ بچنین جمال خوبی که تو گلعذار داری
  13. شمارهٔ ۱۳۳۳ کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی
  14. شمارهٔ ۱۳۳۴ در کوره غم تا نخورم سوزش و تابی
  15. شمارهٔ ۱۳۳۵ کاشکی ز اول بمن این کینه داری داشتی
  16. شمارهٔ ۱۳۳۶ عاشق بیخانمان گر اختیاری داشتی
  17. شمارهٔ ۱۳۳۷ بسکه دل در سینه من سوخت داغ دلبری
  18. شمارهٔ ۱۳۳۸ دگرم ز چشم گریان بهزار دلستانی
  19. شمارهٔ ۱۳۳۹ خواهم شبی بیایی و مهمان من شوی
  20. شمارهٔ ۱۳۴۰ مارا کشی و زنده جاوید میکنی
  21. شمارهٔ ۱۳۴۱ من لایق آن نیستم تا یار همرازم کنی
  22. شمارهٔ ۱۳۴۲ میان خلق می‌خواهم که توسن بر سرم تازی
  23. شمارهٔ ۱۳۴۳ ای عاشق بی دیده که در عیب منستی
  24. شمارهٔ ۱۳۴۴ اگرچه چشم منی همنشین اغیاری
  25. شمارهٔ ۱۳۴۵ ایکه بر عاشق نگاه از لطف و احسان میکنی
  26. شمارهٔ ۱۳۴۶ غیرتم در دیده ها چون باد اگر ره داشتی
  27. شمارهٔ ۱۳۴۷ کعبه گر میطلبی سعی کن آرام مجوی
  28. شمارهٔ ۱۳۴۸ نظر ز آن نوغزال ایدل به بیداری تو میپوشی
  29. شمارهٔ ۱۳۴۹ ز هستی تا نشان داری نشان تیر غم باشی
  30. شمارهٔ ۱۳۵۰ گر چو شمعم بکشی زنده بیک خنده کنی
  31. شمارهٔ ۱۳۵۱ گیرم دل من از غم دیوانه زیست باری
  32. شمارهٔ ۱۳۵۲ بردی دلم اگرچه ندارم شکایتی
  33. شمارهٔ ۱۳۵۳ خوشیم با ستم و محنتی که میخواهی
  34. شمارهٔ ۱۳۵۴ تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی
  35. شمارهٔ ۱۳۵۵ ایکه بقتل عاشقان مست و خراب میروی
  36. شمارهٔ ۱۳۵۶ صوفی اگر حریف ما بهر شراب میشوی
  37. شمارهٔ ۱۳۵۷ گر به غم شادی ز عشقش شادمانی‌ها کنی
  38. شمارهٔ ۱۳۵۸ ای بلعل شکرین چشمه حیوان کسی
  39. شمارهٔ ۱۳۵۹ کاشکی فرق سرم فرش سرایت بودی
  40. شمارهٔ ۱۳۶۰ با همه لطف و با منت این همه ناز و سرکشی
  41. شمارهٔ ۱۳۶۱ ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری
  42. شمارهٔ ۱۳۶۲ می خور که در سرای جهان نیست محکمی
  43. شمارهٔ ۱۳۶۳ گر بود یوسفش گرانجانی
  44. شمارهٔ ۱۳۶۴ از خون دیدها شد کوی تو لاله‌زاری
  45. شمارهٔ ۱۳۶۵ ای آب حیوان کاتشم از لعل نوشین میزنی
  46. شمارهٔ ۱۳۶۶ باز دل میبردم عشوه سرو نازی
  47. شمارهٔ ۱۳۶۷ ایسرو اگر این سوخته را دست بدادی
  48. شمارهٔ ۱۳۶۸ دلا، با شمع خویشت در نگیرد گریه و زاری
  49. شمارهٔ ۱۳۶۹ مستی و غم از طعن بداندیش نداری
  50. شمارهٔ ۱۳۷۰ نظری فکن که دارم تن زار و روی زردی
  51. شمارهٔ ۱۳۷۱ صوفی تو نیی صافی از عشق چه میلافی
  52. شمارهٔ ۱۳۷۲ ایگل که غم عاشق مدهوش نداری
  53. شمارهٔ ۱۳۷۳ رفتی و چراغ ستم افروخته کردی
  54. شمارهٔ ۱۳۷۴ گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی
  55. شمارهٔ ۱۳۷۵ دولت اگر مدد کند گلبن باغ من شوی
  56. شمارهٔ ۱۳۷۶ از جهان این بس که نانی خشک و آبی خوش کنی
  57. شمارهٔ ۱۳۷۷ دشنام تلخ کز لب چون شکرم دهی
  58. شمارهٔ ۱۳۷۸ تو گر بخاک شهیدان گذار باز آری
  59. شمارهٔ ۱۳۷۹ ایکه در آیینه بینی روی و ناز افزون کنی
  60. شمارهٔ ۱۳۸۰ سوختم چند چو برق آیی و چون باد روی

متن اشعار به نقل از گنجور.