پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵۵

ایکه بقتل عاشقان مست و خراب میروی

وه که چو عمر بیوفا خوش بشتاب میروی

چند بعشوه گوییم راست بگوی حال خود

راست مپرس جان من ورنه بتاب میروی

مرغ سحر بروی گل جام صبوح میکشد

نرگس مست را بگوی چند بخواب میروی

روی چو روزت از صفا شب نگذاشت در جهان

جز نفسی که همچو مه زیر نقاب میروی

اهلی اگر تو عاشقی مست بخون خویش شو

چند ببزم دیگران بهر شراب میروی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵۷گر به غم شادی ز عشقش شادمانی‌ها کنی
  2. شمارهٔ ۱۳۵۸ای بلعل شکرین چشمه حیوان کسی
  3. شمارهٔ ۱۳۵۹کاشکی فرق سرم فرش سرایت بودی
  4. شمارهٔ ۱۳۶۰با همه لطف و با منت این همه ناز و سرکشی
  5. شمارهٔ ۱۳۶۱ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری
  6. شمارهٔ ۱۳۶۲می خور که در سرای جهان نیست محکمی
  7. شمارهٔ ۱۳۶۳گر بود یوسفش گرانجانی
  8. شمارهٔ ۱۳۶۴از خون دیدها شد کوی تو لاله‌زاری
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.