پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵۴

تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی

نفسی غم تو بهتر که هزار ساله شادی

همه عاشقند یارب چه بلاست این که مارا

همه حسرتست و حرمان همه رنج و نامرادی

بتو حال خود چه گویم که بحال کسی نیفتی

غم کس کجا شناسی تو که دل بکس ندادی

بشناس قدر خود را به پری مشو مقابل

چه پری که گر بدانی ز فرشته هم زیادی

چو تو ایسواد دیده نشدی غبار راهش

برو از نظر چو اشکم که ز چشم من فتادی

ببلا بساز اهلی که بکوی نازنینان

چو لب از وفا گشودی در صد بلا گشودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵۶صوفی اگر حریف ما بهر شراب میشوی
  2. شمارهٔ ۱۳۵۷گر به غم شادی ز عشقش شادمانی‌ها کنی
  3. شمارهٔ ۱۳۵۸ای بلعل شکرین چشمه حیوان کسی
  4. شمارهٔ ۱۳۵۹کاشکی فرق سرم فرش سرایت بودی
  5. شمارهٔ ۱۳۶۰با همه لطف و با منت این همه ناز و سرکشی
  6. شمارهٔ ۱۳۶۱ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری
  7. شمارهٔ ۱۳۶۲می خور که در سرای جهان نیست محکمی
  8. شمارهٔ ۱۳۶۳گر بود یوسفش گرانجانی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.