پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶۲

می خور که در سرای جهان نیست محکمی

با داست چون حباب درین خانه خرمی

می خور که سنگ حادثه خواهد شکست

گر شیشه سپهری و گر ساغر جمی

ساقی بیا که دیو اجل در سرای ماست

صدگونه چاره ساخته بیچاره آدمی

گر در وجود ماست شکستی چو مه چه غم

خورشید عشق را نرسد دره یی کمی

ای مرهم دل از سرما سایه وا مگیر

کافاق سر بسر همه زخم و تو مرهمی

دردی ز پیر میکده ساقی بما رسان

چون ما سگ دریم و تو در خانه محرمی

دروایی که هر چه بود سنگ فتنه است

اهلی سگ توام که عجب مست و بیغمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶۴از خون دیدها شد کوی تو لاله‌زاری
  2. شمارهٔ ۱۳۶۵ای آب حیوان کاتشم از لعل نوشین میزنی
  3. شمارهٔ ۱۳۶۶باز دل میبردم عشوه سرو نازی
  4. شمارهٔ ۱۳۶۷ایسرو اگر این سوخته را دست بدادی
  5. شمارهٔ ۱۳۶۸دلا، با شمع خویشت در نگیرد گریه و زاری
  6. شمارهٔ ۱۳۶۹مستی و غم از طعن بداندیش نداری
  7. شمارهٔ ۱۳۷۰نظری فکن که دارم تن زار و روی زردی
  8. شمارهٔ ۱۳۷۱صوفی تو نیی صافی از عشق چه میلافی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.