پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶۹

مستی و غم از طعن بداندیش نداری

آه از تو که یکذره غم خویش نداری

پیش همه از خنده نمک چند فشانی

گویا خبری زین جگر ریش نداری

مهرست و وفا کار تو با خلق ولیکن

جز ناز به بخت من درویش نداری

هر لحظه بزخم دگرم سینه کنی ریش

کو تیر جفایی که تو در کیش نداری

آیینه حسنت دل اهلی است نگهدار

باید که جز این آینه در پیش نداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷۱صوفی تو نیی صافی از عشق چه میلافی
  2. شمارهٔ ۱۳۷۲ایگل که غم عاشق مدهوش نداری
  3. شمارهٔ ۱۳۷۳رفتی و چراغ ستم افروخته کردی
  4. شمارهٔ ۱۳۷۴گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی
  5. شمارهٔ ۱۳۷۵دولت اگر مدد کند گلبن باغ من شوی
  6. شمارهٔ ۱۳۷۶از جهان این بس که نانی خشک و آبی خوش کنی
  7. شمارهٔ ۱۳۷۷دشنام تلخ کز لب چون شکرم دهی
  8. شمارهٔ ۱۳۷۸تو گر بخاک شهیدان گذار باز آری
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.