پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷۲

ایگل که غم عاشق مدهوش نداری

تا چند بنالیم و بما گوش نداری

افسرده دل امشب من از آنم که تو ایشمع

از گرمی می سر خوشی دوش نداری

ایطوطی دل آینه ات چون نبود صاف

فهم سخن از آن لب خاموش نداری

دوش از غم دل سوخت مرا شمع صفت اشک

امشب چه شد ایگریه که آن جوش نداری

چون آدمیان مست نیی ای پری ز عشق

زان باسک او دست در آغوش نداری

هوشی و دلی میطلبد قصه عشقش

اهلی چکنم من که تو خود هوش نداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷۴گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی
  2. شمارهٔ ۱۳۷۵دولت اگر مدد کند گلبن باغ من شوی
  3. شمارهٔ ۱۳۷۶از جهان این بس که نانی خشک و آبی خوش کنی
  4. شمارهٔ ۱۳۷۷دشنام تلخ کز لب چون شکرم دهی
  5. شمارهٔ ۱۳۷۸تو گر بخاک شهیدان گذار باز آری
  6. شمارهٔ ۱۳۷۹ایکه در آیینه بینی روی و ناز افزون کنی
  7. شمارهٔ ۱۳۸۰سوختم چند چو برق آیی و چون باد روی
  8. شمارهٔ ۱۳۸۱سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.