پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷۵

دولت اگر مدد کند گلبن باغ من شوی

پای بچشم من نهی چشم و چراغ من شوی

پنبه داغ سینه ام مرهم دل نشد مگر

با تن همچو برگ گل مرهم داغ من شوی

بوی نسیم گل کجا تازه کند دماغ ما

هم مگر از شمیم خود عطر دماغ من شوی

بهر فراغ دل ترا بینم و این ملال تست

وه تو ملول تا بکی بهر فراغ من شوی

گفت به خنده آن گلم اهلی اگرچه عاشقی

گر بپری از این چمن بلبل باغ من شوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷۷دشنام تلخ کز لب چون شکرم دهی
  2. شمارهٔ ۱۳۷۸تو گر بخاک شهیدان گذار باز آری
  3. شمارهٔ ۱۳۷۹ایکه در آیینه بینی روی و ناز افزون کنی
  4. شمارهٔ ۱۳۸۰سوختم چند چو برق آیی و چون باد روی
  5. شمارهٔ ۱۳۸۱سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
  6. شمارهٔ ۱۳۸۲پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی
  7. شمارهٔ ۱۳۸۳سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی
  8. شمارهٔ ۱۳۸۴گشاد خنده زنان چشم برمن آفت جانی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.