پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷۴

گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی

بر سنگ تیشه کی زدی از غم بسر زدی

مجنون چو من اگر جگرش سوختی ز عشق

آتش ز برق آه به آفاق در زدی

آنشمع اگر ز چهره بر انداختی نقاب

پروانه را مجال ندادی که پر زدی

گر حکم داشتی چو سلیمان دلم بباد

از ملک خاک خیمه بماک دگر زدی

هر زخم ناوکی که زد آنشوخ بر دلم

راحت فزود کاش ازین بیشتر زدی

یکشب اگر رقیب شدی دور از آن پری

فریاد چون سگان همه شب تا سحر زدی

اهلی گر آن مسیح نفس نام بردی اش

بعد از هزار سال سر از خاک برزدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷۶از جهان این بس که نانی خشک و آبی خوش کنی
  2. شمارهٔ ۱۳۷۷دشنام تلخ کز لب چون شکرم دهی
  3. شمارهٔ ۱۳۷۸تو گر بخاک شهیدان گذار باز آری
  4. شمارهٔ ۱۳۷۹ایکه در آیینه بینی روی و ناز افزون کنی
  5. شمارهٔ ۱۳۸۰سوختم چند چو برق آیی و چون باد روی
  6. شمارهٔ ۱۳۸۱سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
  7. شمارهٔ ۱۳۸۲پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی
  8. شمارهٔ ۱۳۸۳سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.