پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۰

سوختم چند چو برق آیی و چون باد روی

من بصد فتنه گرفتار و تو آزادی روی

میکنی جور و جفا تا نکنم یاد تو لیک

تو نه آنی که بجور و ستم از یاد روی

مردم از ناله مردم بکسان جور مکن

هم مرا سوز اگر از پی بیداد روی

ای خوش آندم که چو بازیچه‌ی طفلان گشتم

سوی من خنده زنان آیی و دلشاد روی

از پی پرسش اهلی چه کنی رنجه قدم

ترسم آزرده ز بس ناله و فریاد روی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۲پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی
  2. شمارهٔ ۱۳۸۳سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی
  3. شمارهٔ ۱۳۸۴گشاد خنده زنان چشم برمن آفت جانی
  4. شمارهٔ ۱۳۸۵چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانی
  5. شمارهٔ ۱۳۸۶همه جانی از لطافت همه عمر و زندگانی
  6. شمارهٔ ۱۳۸۷اگرچه چشم منی همنشین اغیاری
  7. شمارهٔ ۱۳۸۸گر به بتخانه درآیی و موافق باشی
  8. شمارهٔ ۱۳۸۹بیا که می‌کُشدم درد آرزومندی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.