پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷۹

ایکه در آیینه بینی روی و ناز افزون کنی

آه اگر خود را بچشم من ببینی چون کنی

پنجه صبر مرا هرچند برتابی به جور

کی عنان قهر خود از دست من بیرون کنی

شیوه شیرین نهان میداری از ناموس خود

ورنه از یک خنده صد فرهاد را مجنون کنی

از تو زان نالم که گه گاهی دل ریش مرا

مرهمی بخشی ز زخم دیگرش پرخون کنی

از لب لعل تو اهلی در خمار غم بسوخت

هم مگر معجون دردش زان لب میگون کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۱سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
  2. شمارهٔ ۱۳۸۲پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی
  3. شمارهٔ ۱۳۸۳سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی
  4. شمارهٔ ۱۳۸۴گشاد خنده زنان چشم برمن آفت جانی
  5. شمارهٔ ۱۳۸۵چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانی
  6. شمارهٔ ۱۳۸۶همه جانی از لطافت همه عمر و زندگانی
  7. شمارهٔ ۱۳۸۷اگرچه چشم منی همنشین اغیاری
  8. شمارهٔ ۱۳۸۸گر به بتخانه درآیی و موافق باشی
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.